تو را نه به خاطر چشم هایت،
نه به خاطر زیباییت
و نه به خاطر مهربانیت
بلکه به خاطر همه این ها
و
همه چیزهایی که نمی توانم بگویم، دوست دارم
چشم هایت را نبند
زیباییت را از من پنهان مکن
دهانت را بگشا
دوست دارم بیشتر بشنوم از زبانت
اخم نکن،
که،
چشم هایت در خنده می ربایدم
بر من بخند دختر باران
بخند
زندگی را با تو معنا می کنم
دوریت می آزاردم
ازمن نرنج
دور نشو
دوست دارم که برایم باشی






