سلام.
می دونم که خیلی بد قول هستم اما اینها را بگذارید به حساب یه اتفاق جدید آخه فکر می کنم اتفاق های جدیدی داره تو زندگیم می افته. این اتفاق ها اونقدر دارن سریع پیش میرن که خودم هم نمی دونم چطوری می شه اینقدر ناگهانی و سریع پیش بیان.
--------------------
اما برای این بار می خوام یه مطلب براتون درباره زندگی و مرگ اقوام گذشته بنویسم. می دونید مهمترین یافته های باستان شناس ها در هر محوطه باستانی را به طور معمول سفالها تشکیل می دن. برای آگاهی خوانندگان عرض کنم که این سفال ها به خودی خود ارزشی ندارند و اگر کسی این سفال ها را به شما برای فروش عرضه کرد به هیچ عنوان اون را نخرید. اما این سفال ها وقتی مشخص بشه که از کجا پیدا بشه و همچنین در کنار چه وسائلی پیدا شده یا این که چه مقدار از این نوع سفال ها تو اون منطقه هست؟ ارزش خیلی زیادی پیدا می کنه چون اونوقت میتونه اطلاعات خیلی خوبی بده و حتی ممکنه باعث بشه سئوالی در ذهن باستان شناس به جواب برسه.
اگه بخواهم دقیق تر بگم باید با یه مثال شروع کنم. تصور کنید شما یه برگ کاغذ که توش یه شعر یا بخشی از داستانی نوشته شده را پیدا می کنید شما اون را بر می دارید و می خونید خیلی هم خوشتون می آد اما چون نمی دونید شاعر و نویسندش کیه و از کدوم کتاب یا دفتری کنده شده خیلی حسرت می خورید. تقریبا اکثر مواقع افراد در این مواقع دوست دارند که یه مجموعه کامل از اشعار این شاعر ناشناخته را داشته باشن. تا بتونن ادامه اون شعر یا داستان را بخونن. اما چون دسترسی ندارن پس نمی تونن هیچ شناختی از روحیات شاعر یا نویسنده مورد نظر داشته باشن. 
سفال هم به همین وضع دقیقا وقتی تنها تو گوشه خیابون پیدا بشه ارزش مطالعاتی خاصی نداره.
اما این که از این سفال ها چه استفاده هایی می شه کرد باید بگم که باستان شناس ها از این سفال ها استفاده هایی در جهت مطالعه هرچه بیشتر فرهنگ مردمی که این سفال را ساختن استفاده می کنن. سفال های بدون نقش اصولا کمترین ارزش را دارا هستن مگر در مواقع استثنا که البته اون هم قابل بحث هست.
سفالهای نقش دار اما خیلی قابل بحث هستن.
اگه بگم باستان شناس ها از روی نقوش روی سفال ها و جنس این دست ساخته های بشر می تونن حدس بزنن که آریایی ها کی وارد ایران شدن شاید براتون جای تعجب داشته باشه.
همینطور باستان شناس ها وقتی این نقوش را در کنار هم می زارن می تونن از سطح پیشرفت هنر در میان مردمی که در اون منطقه باستانی دفن شدن یا زندگی می کردن آگاه بشن.
همینطور از روی این نقوش می شه تا حدود زیادی به اعتقادات مذهبی اقوام گذشته پی برد.
فکر می کنم فعلا تا همینجا کافی باشه اگه اجازه بدین در صورتی که استقبالی از این مطلب صورت گرفت می تونم ادامه بدم.
در پایان از همه خوانندگان این مطلب خواش می کنم که برام دعا کنین




در بسیاری از این مناطق هنوز صنوبرها علم هستند که زیورآلات و پارچه های نذری و لباس به آن می پوشانند. علاوه بر علم و نخل در دسته گردانی ها نشانه های نمادین دیگری هم حرکت داده می شود مانند نمادهای کبوتر، شیر و چیزهایی که با نمادهای شهادت و مراسم گذشته ارتباط پیدا می کند. حتی صحنه هایی به صورت روان همراه دسته ها حرکت می کنند و همین صحنه های نمایشی است که بعدها به تدریج به یک نمایش کامل تبدیل می شود و به صورت «تعزیه های گردان» در مناطق مختلف معمول می شود که هنوز هم در اراک تعزیه گردان وجود دارد و قبلاً در زنجان، قم و شهرهایی مانند مشهد و شهرهای زیارتی که دسته ها از اطراف می آمدند هم وجود داشته است. به این صورت که 




