نارون

یک چیزهایی مثل باستان شناسی و ...

نارون

یک چیزهایی مثل باستان شناسی و ...

ورزش زورخانه ای در گذر تاریخ

زورخانه جهان پهلوان« غلامرضا تختى» واقع درخیابان زندیه یافت آباد تهران توسط افرادى ناشناس به آتش کشیده شد . این زورخانه ۳۱ سال قدمت دارد واز زیباترین زورخانه هاى تهران است. هنوز علت آتش سوزى واینکه چه کسانى باعث این آتش سوزى شده اند واهدافشان چه بوده هنوز مشخص نشده است.
حقیقتش را بخواهید  این خبر  یک کمی قدیمی است اما با این خبر می خواستم فقط ذهنیتی داشته باشید برای مطلب امروز. اجازه بدهید برای این بار مطلبی را که دوست عزیزم جناب آقای ده پهلوان ( شما هم می تونید ۱۰ بخوانید و ده) دانشجوی کارشناسی ارشد رشته باستان شناسی نوشته اند را برای شما روی وبلاگ بگذارم. امیدوارم لذت ببرید و از این به بعد از کنار این زورخانه ها که دیگه کم کم دارند از بین می روند به راحتی نگذرید.


مصطفی ده پهلوان
زورخانه و ورزش باستانی دارای ریشه و سابقه ای کهن و برخواسته از میان آیین، رسوم و باورهای ایران قبل از اسلام است. تا آنجایی که حتی از کاوش های باستانی شناسی بین النهرین و منطقه لرستان آثاری مربوطه به دوران سلسله های قدیم (2500-2700 ق.م) حدوداً 4500 سال قبل به دست آمده که افرادی را در حال کشتی گرفتن و زورآزمایی نشان می دهد.
اهمیت این موضوع آن میزان است که حتی صاحبنظرانی چون مرحوم دکتر مهرداد بهار به مقایسه معماری زورخانه ها و ورزش باستانی با معماری معابر مهری و آیین مهری (یکی از ادیان قبل از اسلام) پرداخته اند.

 

نگاهی به زورخانه
بر اساس یافته های و مطالعات صورت گرفته این آیین از ورود اسلام وجود داشته است. اما با ورود اسلام این سنت در کالبد و چهارچوبی متفاوت و با محتوایی یکسان در قالب نهضت های عیاری و شاطری مسیر خود را ادامه می دهد. تا این که در قرون اولیه بعد از اسلام با رواج تصوف اسلامی در ایران به تصوف آمیخته می شود.
در این زمینه به نظر می رسد عقیده بر این که آداب و مراسم تصوف از زمان صفویه مرارد زورخانه ها شد، اشتباه باشد.
زیرا که این طبقه به سائقه جوانمردی که خوی والای پهلوانان و زورمندان ایرانی است طریقه فتوت را که از شعب پنجگانه تصوف است مدت ها قبل از صفویه قبول کرده اند و بین خود رواج داده اند.
دیگر این که بنای زورخانه شباهت زیادی به تکایا و خوانق متصوفه دارد و اصطلاحات زورخانه و سردم (جایگاه مرشد) چیزی نیست که در زمان صفویه اختراع شده باشد و قبل از آن هم وجود داشته است.
تا این که این سنت از قرن هفتم ه.ق به تدریج به شکل ورزش باستانی و زورخانه های امروزین ظاهر می شود، یکی از کسانی که شاید به عبارتی باعث رواج و ترغیب این ورزش شده است، اوکتای قای آن پسر و جانشین چنگیزخان بوده است که بر اساس کتاب جهانگشای جوینی (عطا ملک جوینی – 658-ه.ق) از دو نفر کشتی گیر همدانی که مورد عنایت وی قرار گرفته اند نام می برد، که یکی از آنها پهلوان فیله همدان بوده است.
پس از آن در قرن 8 هجری به نام بزرگ ترین و معروف ترین پهلوان ایرانی پوریای ولی برخورد می کنیم که علاوه بر پهلوانی ، شاعر و عارفی دل آگاه بوده که نام و احوال او در اغلب تذاکر شعرا و نویسندگان آمده است، نامش پهلوان محمود و اهل خوارزم و متخلص به قتالی است و لقب او در آثار به اختلاف پوریا – پوربا – پویار آمده است، وفات او را 722 ه .ق ذکر کرده اند یکی از اشعار پر مایه او عبارت است از :
آنیم که پیل برنتا بدلت ما بر چرخ زنند نوبت دولت ما
گر در صف ما مورچه گیرد جای آن مورچه شیر گردد از صولت ما
تعداد کثیری از پهلوانان بزرگ دیگری در این قرن زیسته و بر شاهان شوریده و بر ضعیفان ترحم نموده اند. در این قرن است که شورش سربداران را داریم.اینان اهل عیاری و کشتی گیر بوده اند در این دوران بوده که مسابقات کشتی گیری و زورآزمایی زیادی میان پهلوانان برگزار می شده که خود شور حالی به جامعه آن زمان می بخشیده است. یکی از این مسابقات کشیدن کمان قوی بوده، بر این قرار که پهلوانان معروف قوی ترین کمانی که از عهده کشیدن آن بر می آمده اند به سقف بازار می آویخته و مبلغی طلا یا نقره نیز به عنوان جایزه در آن می نهاده اند تا هر پهلوانی که از عهده کشیدن کمان برمی آمد پولی که به عنوان جایزه گذاشته بودند تصاحب می نمود. گویا این رسم تا زمان صفویه هم معمول بوده چون در مثنوی میرزا طاهر وحید شاعر معروف عصر صفویه آمده است که:
تعجب نباشد از این پهلوان که آویخت از طاق گردون کمان
و حتی این بطوطه سیاح معروف در سفرنامه خود نامی از عیاران و پهلوانان خراسات آورده است.
اما در قرن 9 یکی از بلندآوازه ترین پهلوانان ایران یوسف ساوی است که طبق تاریخ بیجارپور آیین پهلوانی و ورزش باستانی را از ایران به هند برود بعد از رسیدن به سمت سرداری سلطان محمدشاه بهمنی – پادشاه کن – بالاخره در سال 897 ه.ق به سلطنت می رسد و به عادلشاه شهرت می گیرد. از این سال بوده که او و اولادش از مروجین مذهب تشیع می شوند و تا 1097 ه.ق بر قسمتی بزرگ از هند سلطنت کرده اند.
در قرن 10 ه.ق در تذکره های زیادی از پهلوانی و ورزش زورخانه ای نام برده اند، که شرح تک تک آنها مجالس دیگر را می طلبد و اما در قرن 11 ه.ق ورزش باستانی به نهایت ترقی می رسد و و پس از آن ورزش با اختلاط با مذهب صورت دیگری یافته، و ما شواهد این امر را در لابه لای این ورزش حس می کنیم .در این قرن کتاب های تحت نام رستم التواریخ که نسخه منحصر به فرد آن در کتابخانه ملی ملک موجود است و تالیف محمد هاشم موسوی صفوی اصفهانی متخلص به آصف بوده است آنچه از این کتاب در موضوع پهلوانی و ورزش باستانی آروده شده این است که در زمان شاه سلطان حسین و درکنار مقام هایی چون : حکیم باشی – منجم باشی شاطر باشی مقامی نیز به نام پهلوانی باشی بوده است و این امر خود دلیلی است بر آن که در آن وقت دستگاهی برای رسیدگی و اداره کردن امور ورزش باستانی و پهلوانی دایر بوده است.
باید توجه داشت که باشی های مذکور هم هر یک در مقام خود از رجال موثر مملکت بوده اند. مردم آن زمان به علت رفاه و آسایش دوره صفویه ثروتمند و سنگین بار و راحت طلب بوده اند و اکثر مردم هم به کشتی گیری و عیاری می پرداخته اند و چون بازخواست و مجازاتی در بین نبود مانند شیر مست مرتباً به یکدیگر دستبرد می زند، بعضی از آنها که با قدرت پهلوانی آلودگی اخلاقی هم داشتند هر جا اسب یا استری و هوارسراغ می دانستند با پهلوانی و شبردی و توسل به فنون عیاری می بودند و چنان پهلوانانی بودند که اسب و استر را از دیوار خانه ها به دوش خارج کرده و در ده فرسخی شهر زمین می گذاشتند و هر یک در پهلوانی رستم و گودرز عصر خویش بودند و طبق مندرجات کتاب مذکور در قرن 12 ه.ق عصر نادرشاه افشار و کریم خان زند از پرمشقت ترین ادوار کشور ما از جهت قشون کشی و حوادث مختلف است و مردم کمتر در آسایش و رفاه برده اند با این حال میل به ورزیدن بدن و زورآزمایی همچنان رونق داشته و از پهلوانان معروف این دوره پهلوان کبیر اصفهانی و پهلوان لندره دوز اصفهانی را می توان نام برد.

در قرن 13 ه.ق در دوران آقا محمد خان قاجار و پسرش فتعلیشاه آثار و تصاویری از زورخانه در دست است و مخصوصاً در دوران ناصرالدین شاه این ورزش به اوج خود می رسد و همه ساله در میدان ارگ تهران در حضور شاه و رجال و هزاران تماشاچی کشتی گیر و سایر عملیات پهلوانی انجام می گرفته و طبعاً ورزشکاران هم ترغیب و تشویق می شده اند.
از آنجایی که پهلوانی پایتخت در آن وقت نوعی منصب درباری نیز بوده و کشتی گیران تهران و شهرهای دیگر خود را برای چنین روزی آماده می کرده اند و مخصوصاً چون ناصر الدین شاده مشخصاً به ورزش علاقمند بوده و رجال عصر ونیز به تبع بایستی خود را علاقمند نشان می داده اند، حتی هر یک زورخانه هایی سرخانداری را تاسیس می کرده اند وچند کشتی گیر و ورزشکار دراطراف خود جمع می کرده اند ومخارج آنها را نیز پرداخت می کرده اند.
از پهلوانان به نام این پهلوان ابراهیم یزدی معروف به یزدی بزرگ وپهلوان اکبرخراسانی که آخرین پهلوان رسمی پایتخت درعصر قاجار بوده است را می توان نام برد.
ورزش باستانی در دوران پهلوی به صورتی کم رنگ ترین به راه خود ادامه می دهد و دراین دوره است که کم کم وبه تدریج زورخانه ها و ورزش باستانی از بطن فرهنگ وباورهای مردمی جداشده ومردم به این ورزش تنها به صورت یک عمل ورزشی به آن می نگرند تا سنتی که ریشه دراعتقادات وباورهای مردمی داشته باشد که در دوران قاجار که درکنار مسجد وتکیه ای درهر محل زورخانه ای هم دایر می شده ولی اکنون چنین نیست.
امید است که درمقامی دیگر به علل انحطاط وکم رنگی این ورزش وخصلت های پهلوانی وعیارانی که مودان بی نام نشانی که یار فقراء ومستمندان بوده اند بپردازیم.

نظرات 4 + ارسال نظر
حامد پنج‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 11:29 ق.ظ http://joojetighi.blogsky.com

سلام عالی بود
یسر به من بزن

ممنون حتما

مرجان پنج‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 07:57 ب.ظ http://2bareh.com

سلام آقای ده پهلوان نمی دونم کدوم یک از دوستام لینک شما رو برام فرستاده بود. اما من شما رو می شناسم و از اینکه یه وبلاگ دست و پا کردین خوشحالم. همین مطلب زورخانه اتون رو تو حیات نو کار کردم... تا بعد

مرجان جمعه 12 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 04:16 ب.ظ http://2bareh.com

مثل اینکه سوتی دادم اساسی... فکر کردم وبلاگ آقای ده پهلوانه. شرمنده...

کهنه سواران جمعه 29 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 05:12 ق.ظ http://kohnesavaran.blogfa.com

خیلی عالی بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد