بیش از 30 سال پیش پیش در مراسم افتتاح دوره بیست و چهارم مجلس عنوان کرد که قصد دارد فرهنگِ ایرانی را از عوامِلِ بیگانهای که در این فرهنگ راه یافتهاند، نجات دهد.
از همین رو، مجلسِ سنا و شورایِ ملی در یک اجلاسِ مشترک به ریاست جعفر شریفامامی، تصویب کردند که مبدأ تاریخ از هجریِ شمسی به شاهنشاهی تغییر یابد.
آن زمان روزنامه اطلاعات درتاریخ یکشنبه 24 اسفندماه 1354 شمارة 14959 در این باره نوشت: امروز با تصویب یک قطعنامة تاریخی در جلسة مشترک مجلسین ، تقویم و مبدأ تاریخ ایران تغییر کرد . نوروز آینده سال 2535 شاهنشاهی خواهد بود .
در این خبر به نقل از مجلسیان آمده بود که "از این پس آغاز سلطنت کورش کبیر بنیان گزار شاهنشاهی ایران را به عنوان سرآغاز تقویم و مبدأ تاریخ ملّی ایران به شمار میآورد .
این اقدام رژیم پهلوی به عنوان اسلام زدایی تعبیر شد و به این گونه بود که با مخالفت و تحریمِ بسیاری از مردم و عالمانِ دینی مواجه گردید و سرانجام با رویِ کار آمدنِ دولت شریف امامی، دوباره تاریخ پهلوی به هجریِ شمسی تبدیل شد.
این موضوع به هیچ تردیدی یکی از شگفتی های تاریخ این مرز و بوم است که تا کنون کمتر به آن پرداخته شده است. برای آگاهی بیشتر دراین باره گفت وگویی کوتاه با دکتر پرویز ورجاوند باستان شناس، و عضو جبهه ملی داشتیم در این گفت وگوعلاوه بر این، دقایقی نیز درباره مشکلات باستان شناسی ایران بحث شد .امید است این گفت و گو و نوشتار کوتاه سرآغازی بر پژوهش های بیشتر در باره تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی در رژیم منحوس گذشته باشد
میزی پراز کاغذ وکتاب، چند تابلو که از آنها بوی فرهنگ ایرانی بلند بود و عکسی از دکتر مصدق، همه و همه نشان از علاقه دکتر به فرهنگ ایرانی داشت.
برای گفت وگو با او تنها یک مکالمه کوتاه تلفنی کافی بود تا استاد ما را در خانه اش به گرمی بپذیرد . او در ابتدای ورود ما را چای و شربت پذیرایی می کند .
در کوتاه زمانی که دکتر به بیرون از اتاق رفته بود، فرصتی یافتم که اتاقش را با دقت بیشتری نگاه کنم .
او در ابتدا خاطراتی از گذشته اش گفت و مرا به گذشته ای نه چندان دور، به زمانی که به عنوان دانشجویی روی صندلی نشسته بودم و استاد را به عنوان میهمانی افتخاری که برای ما صحبت می کرد، برد.
آن زمان استاد از مشکلات باستان شناسی سخن گفته بود و امروز با دیدی باستان شناسی و تاریخی قرار بود تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی را در قبل از انقلاب بررسی کند .
ورجاوند سخن را این گونه آغاز کرد: با وجود اهمیت بنیادینی که موضوع تاریخ در شکل گیری هویت یک ملت و توجیه منافع ملی آن دارد ، متاسفانه تاکنون به اهمیت این موضوع و نیز کمکی که باستان شناسی می تواند به آن بکند، پرداخته نشده است.
که رویدادهایی نظیر تغییر تاریخ و تقویم ایران در رژیم گذشته یک اشتباه بزرگ سیاسی بود و برخلاف تصور دیگران که این موضوع را یکی از نشانه های اسلام زدایی رژیم شاه قلمداد می کنند، کسانی این این طرح را ارائه دادند که به دنبال زمینه ای برای مبارزه و مخالفت با حکومت وقت بودند. به طور کلی این موضوع بر مبنای یک تفکر و جریان سیاسی بود.
وی که با این سخن تعجب مرا بیش از پیش برانگیخته است، ادامه داد: کسانی که این طرح را به رژیم دادند به دنبال فرصتی برای رودرویی با رژیم گذشته بودند. به نظر می رسد که برداشت اسلام زدایی گونه از این موضوع یک غلط فاحش و یک اشتباه بزرگ است .
دکتر ورجاوند معتقد است که نتیجه گیری هایی نظیر آنچه ذکر شد ناشی از نشناختن فرهنگ و جامعه ایرانی است. بلکه کسانی این طرح دادند که بیش از همه به دنبال سرنگونی نظام بودند.
دکتر ورجاوند شمرده شمرده سخن خود را این گونه ادامه می دهد: اما به نظر من اگر از دیدگاه باستان شناسی و تاریخی به این موضوع نگاه کنیم، به نتایج جالب تری نیز دست خواهیم یافت. دراین باره باید یاداوری کرد که مبنای آغاز تاریخ تغییر یافته پهلوی هم به طور کلی اشتباه بود.
او معتقد است که عدم آگاهی طراحان این طرح باعث شد که آن ها نسبت به آغاز تاریخ ایران بی اطلاع باشند و مبنای این تاریخ را از زمان سلطنت کوروش در نظربگیرند. این در حالی است که باید به این پرسش پاسخ داد که آیا تاریخ ایران از همان زمانی است که کوروش به حکومت رسید، یا این که پدیده ای به نام امپراتوری هخامنشی، در دنباله یک روند طولانی و پس از امپراتوری کوچکتری در ایلام که خود به سه دوره ایلام کهن، میانی و جدید تقسیم می شود، شکل گرفته است.
استاد باستان شناسی ایران خاطر نشان می کند: ازدیگر نگاه اگر به این موضوع نگاه کنیم خواهیم دید که تغییر تاریخ ایران درمقطعی از زمان اتفاق افتاد که جامعه ایرانی از نظر رفاه اقتصادی در شرایط مناسبی قرار داشت اما کل جامعه نسبت به ساختار سلطه گر حاکمیت و دستگاه های اطلاعاتی نفس گیر شده بود . این فضا اجازه رواج فرهنگی پویا را در جامعه نمی داد . بنابراین تقریبا کلیت جامعه با حاکمیت وقت در تقابل بود و در نتیجه هر عملکردی که حاکمیت انجام می داد با واکنش منفی جامعه مواجه می شد. به این ترتیب شاید اگر بگویم که این حرکت به صورتی نابخردانه انجام شد، درست باشد.
ورجاوند دلیل نابخردانه بودن این کار را این گونه بیان می کند: دلیل نخست همان مبنای آغاز تاریخ مذکور بود . دلیل دوم را نیز باید از دید سیاسی بررسی کرد. زیرا در آن زمان ایران در منطقه خاورمیانه به عنوان یک کشوری اسلامی نقشی محوری داشتیم، که البته این نقش هنوز هم دارد. کشوری با این موقعیت در میان دیگر کشورهای مسلمان نباید چنین کاری انجام می داد.
او معتقد است که" این کار از نظر خرد سیاسی و استراتژیک کاری نامعقولی بود. زیرا باعث می شد که کشوری در قلب خاورمیانه اسلامی مستحکم کردن پیوند ها با کشورهای همسایه خود، به یکباره از آنها جدا شود.
ورجاوند یاداوری می کند که تغییر تاریخ هجری به شاهنشاهی زمانی در کشور اتفاق افتاد که تبلیغات مذهبی هم در جامعه ایرانی در حال اوج گرفتن بود و رژیم از این جا نیز بدون شناخت و مطالعه وضعیت جامعه این کار را انجام داد.
وی با یاداوری نقش باستان شناسی در هویت فرهنگی و ملی یک جامعه و سرزمین می گوید: این موضوع تاکنون مورد مطالعه جدی قرار نگرفته است اما اگر تغییر تاریخ را به عنوان پدیده ای استثنایی مورد مطالعه قرار دهیم، باید عوارض آن را هم مطالعه کنیم . عوارضی که هنوز هم ادامه دارد و البته مطالعه ای درباره اش صورت نگرفته است.
او با اشاره به چالش هایی که ایران در شرایط کنونی با آن درگیر است، می گوید: در مورد کشورهایی با ویژگی های ایران که جزو چند کشور کهن سال دنیا است، باستان شناسی همواره می تواند کمک بزرگی برای کاهش این مشکلات انجام دهد.
وی اضافه می کند: به طور مثال اکنون که عوامل بیگانه تلاش می کنند در ساختار جامعه یکپارچه ایران شکاف ایجاد کنند و بتوانند ملت یکپارچه ایران را به ملیت ها، خلق ها و قومیت های متفاوت از هم تجزیه کنند این باستان شناسی است می تواند تصویری روشن از چگونگی حرکت مردم در طول قرن های گذشته ارائه دهد.
زمان چندانی تا اتمام زمان گفت وگوباقی نمانده و من به عنوان پرسش آخر
از او می خواهم از باستان شناسی در عصر فناوری اطلاعات برایمان سخن گوید و دکتر ورجاوند با اندکی مکث می گوید: می دانید، اگرچه باستان شناسی در ایران دانشی مهجور است، اما امروزه باستان شناسی را در جهان به عنوان علمی توانمند و روشنگر می شناسند و با آن اینگونه برخورد می کنند که در ابعاد گوناگون مسائلی را مطرح می کند که حرکت تاریخ و تمدن بشر را روشن کند.
ورجاوند ادامه می دهد: امروز کشورهای بسیاری برآنند که با روی آوردن به پدیده باستان شناسی و استفاده از یافته های آن یک هویت ملی را برای خود ساماندهی کنند. چون دنیا دیگر بر این نکته آگاهی پیدا کرده است که ملت هایی می توانند از نظر سیاسی و توسعه پایدار توانمند حرکت کنند که بر یک بستر فرهنگی متکی باشند و هیچ بستر فرهنگی توانمندی نمی تواند به دور از بستر تاریخی و میراث فرهنگی شکل گیرد.
هوا تاریک شده و فرا می رسد او با مهربانی ما را با بدرقه می کند. تا دم در و خداحافظ....
سلام
خسته نباشی
واقعا وبلاگ خوبی داری و از آن استفاده کردم
به من هم سر بزن اگه وقت کردی......نظر هم بده صواب داره بخدا
بای
مقاله وگفت و گوی بسیار عالیُ امن تشنه این جور تحلیل های استاد هستم و خیلی دلم میخواهد در این زمینه و بررسی تاریخ کهن ایران به ویژه هخامنشیان اطالاعات بیشتر و عمیق تری داشته باشم
خیلی خوشحالم که این مطلب مورد توجه شما قرار گرفته .
البته خوشحال تر می شم اگر شما هم در ادامه راه وبلاگم به من کمک کنید.