نارون

یک چیزهایی مثل باستان شناسی و ...

نارون

یک چیزهایی مثل باستان شناسی و ...

تبریک

سلام ا ز این که اینقدر دیر به تبریک سال نو رسیدیم بخشید.

برای جبران شعری را که دوست عزیزم فرید قادری که البته الان تو آمریکا است، برام فرستاده  روی وبلاگ بگذارم.

امیدوارم لذت ببرید.

بهار می شود!

یکی دو روز دیگر از پگاه
چو چشم باز می کنی
زمانه زیر و رو
زمینه پرنگار می شود

زمین شکاف می خورد
به دشت سبزه می زند
هر آنچه مانده بود زیر خاک
هر آنچه خفته بود زیر برف
جوان و شسته رفته آشکار می شود

به تاج کوه
زگرمی نگاه آفتاب
بلور برف آب می شود

دهان دره ها
پر از سرود چشمه سار می شود

نسیم هرزه پو
ز روی لاله های کوه
کنار لانه های کبک
فراز خارهای هفت رنگ
نفس زنان و خسته می رسد
غریق موج کشتزار می شود

در آسمان
گروه گله های ابر
ز هر کناره می رسد
به هر کرانه می دود
به روی جلگه ها غبار می شود

در این بهار آه ...!
چه یادها
چه حرف های نا تمام
دل پر آرزو
چو شاخ پر شکوفه باردار می شود

نگار من
امید نوبهار من
لبی به خنده باز کن
ببین چگونه از گلی
خزان باغ ما بهار می شود
نظرات 3 + ارسال نظر
کامیار شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 10:14 ق.ظ http://kamyararyana.blogfa.com

وب جالبی دارید .



بای .

ممنون سر می زنم حتما

جستار دوشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1385 ساعت 10:15 ق.ظ http://m-norouzi.blogfa.com

سلام ، چطوری؟
عید شما هم مبارک . صد سال به همین سالهایی که می آیند و میروند و ما نمی دانیم چه گهی می خوریم . مرده شورمان ببرد که سال هشتاد و پنج هم آمد و ما آدم نشدیم . یا علی مدد

فرید قادری دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 10:54 ب.ظ

سلام حمید جان
اصلا نگران دیر و زود نباش. ماهی رو هر وقت از آب بگیری یا تاره است یا می میره یا ....
شعر زیبا و به یاد ماندنی هم سروده سیاوش کسرایی است.
سربلند باشی.

سلام فرید عزیز ای کاش این اینجا بودی همه چیز داره به هم می ریزه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد