این شعر را در وبلاگ خانم ناهید آقاسیان دیدم . این شعر تاجایی که متوجه شدم سروده خودشان است . دوست دارم شما هم بخوانید و لذت ببرید.
d میخوام بگم خداحافظ و زندگی همین یک قدم بود قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسیدc چقدر بد شد ، زندگی ما یک قدمی ها حتی فرصت نیست به خونه برسی، حتی اگه بال در بیاری !. دیدی دنیا چطور کبوتر رو کلاغ کرد؟ سیاه کرد ؟ غارغاریش کرد؟ d مصداق تمام من شعری است : در اندوه همان باران برگم نمی بارم که بنویسی بهارم من از تو ریشه دارم درد پنهان نمی خواهم ببینی روزگارم |
آخرین اخبار ایران و جهان در بزرگترین آرشیو خبری در ایران. خبر+عکس. :: اخبار را در www.moroorgar.com حرفه ای بخوانید ::
موفق باشید .
http://sirgani.blogsky.com
خیلی قشنگ بود...واقعا...کاش حداقل دوقدمی بودیم..کاش حداقل نزدیک خونه میرسیدیم.
آقا من یکی اصلا" نفهمیدنم این انسان دو پا از جون زندگی چی می خواد؟
هر کی ازراه رسید یه حالی بهش داد، یکی سرکوفتش زد و اون یکی دستی به سر و صورتش کشید !
راستی من و تو کجای کاریم ؟ خدا وکیلی ما که چیزی نفهمیدیم ، گوساله به دنیا آمدیم و گاو هم از دینا میریم، تو چی حضرت روح اله؟
استاد نوروزی از این که بنده نوازی می کنید و گاهی به این وبلاگ حقیر ساپا تقصیر هم سر می زنید ممنون متشکریم. والا از قرار معلوم این گاو گوساله ای که فرمودید دنباله همان با اجازه شما جایی است مولوی می فرماید زکجا آمده آمدنم بهر چه بود...
حالا ایشان اسمشان را نمی دانستند ولی شما لطف کردید و اسمش را هم انتخاب کردید.
راستی تا یادم نرفته ما هنوز حقوق اسفند را نگرفتیم ها ...
اما این که فرمودید کجای کاریم راستش را بخواهید باید اول کار را تعریف کنیم تا بعد ..
سلام
از اینکه شعرم رو توی وبلاگت دیدم خوشحالم
بازم به من سر بزن از آشنایی باشما خیلی خوشحالم
راستی این شعر مال خودم است
خیلی خوشحالم باز هم سر بزنید