بسیاری از کتابها و گفتارها و مدارک پیرامون دانش و پژوهشهای ایرانیان و آگاهیهای نیاکان را به کام آتش کشیده و باقی را بدان سوی دریاها و سرزمین یونان رهسپار کرده و به زبان ایشان ترجمه کنند. از جملهی دفترهای علمی و کتابهای ویژه در کتابخانههای ایران، یکی متن دست نخورده و کامل اوستا و دانشهای دینی و کیش مزدیسنا بوده است که برابر با متن پهلوی «دینکرت» (کتاب چهارم):« دارای دارایان (داریوش کبیر یا داریوش دوم؟) همه اوستا و زند، آن چنان که زرتشت از اورمزد پذیرفت، نوشته به دوپچین (نسخه)، یکی به گنج شیزیکان، یکی به دژنپشتک داشتن فرمود.»
«گنج شیزیکان» و «دژنیپیشتک» نام دو کتابخانه و پژوهشگاه نامبردار در ایران بوده است که نخستین در شهر «شیز» جایگاه آتش گرامی در آتشکدهی آذرگشسب (تخت سلیمان) و دودیگر، گویا که پیرامون تخت جمشید (پرسپولیس) و به گمان برخی از دانشمندان همان بنای «کعبهی زرتشت» در نقش رستم شیراز در برابر آرامگاههای پادشهان هخامنشی است. و به هیچگونه دور نیست که کتابهای کتابخانهی تخت جمشید (دژنپشت= دژنیپشیتک= دژ(قلعه)+ نیپیشتک (نوشته)= دژنوشتهها و جایگاه نگهداری کتب و نامگان- دبیرخانهی شاهنشاهی) به تمامی سوزانده و پژ.هشهای کتابخانهی شیز به فرمان سردار مقدونی همگی به یونان و زبان یونانی و نزدارستو (استاد اسکندر) برده شد.
جالب بود و متاسفانه بسیار غم انگیز
راستی یه سوالی شما در مورد نظریه اخیری که در مورد تخت جمشید مطرح شده که اولا محل سکونت شاه نبوده و دیگر اینکه یک معبد و پرستشگاه بوده چیه؟
قبول دارید یا نه ؟ اگر نه دلایلتون رو لطفا بگید
دیگه اینکه درسته که معماری قسمت های مختلف اون تناسبی نداره و هر دوره ای چون مکان مقدسی بوده چیزی بهش اضافه شده و ساختار اون در طول سال ها دگرگون شده