ملامظفر گنابادی- منجم دربار شاه عباس- در کتاب شرح بیست باب می نویسد: آب ریزان، سیزدهم تیرماه بود و وجه تسمیه آن، این بود که گویند در زمان ملوک عجم چند سال باران نیامد. در این روز حکماً به جماعت دعا کردند. در وقت، باری سبحانه تعالی، باران فرستاد و بدان سبب، مردم نشاط و شادی کرده، آب بر یکدیگر ریختند. اما ... این روز را فرسیان[فارسیان] تیرگان نیز خوانند و گویند در این روز منوچهر با افراسیاب صلح کرد، به شرط آنکه افراسیاب یک تیرپرتاب از ملک خویش به وی دهد. حکماً تیری مجوف را از ادویه پر کردند و در وقت طلوع آفتاب، ارس[آرش]آن را از جبال تبرستان بر کمان نهاده، به طرف مشرق انداخت و حرارت آفتاب، آن را جذب کرده، به سر حد تخارستان رسانید .
احسان یارشاطر، به نقل از متن اوستایی تشتریشت و آثارالباقیه ابوریحان بیرونی می نویسد: میان ایران و توران سال ها جنگ و ستیز بود. در نبردی که میان افراسیاب تورانی و منوچهر- شاهنشاه ایران- در گرفت، سپاه ایران در مازندران به تنگنا افتاد. عاقبت دو طرف به آشتی رضا دادند و برای آنکه مرز دو کشور روشن شود و ستیزه از میان برخیزد، پذیرفتند تا از مازندران تیری به جانب خاور پرتاب کنند؛ هر جا تیر فرود آمد، همان جا مرز دو کشور باشد .
اسفندارمذ- فرشته زمین- به آرش گفت تا کمان بردارد... آن گاه آرش بر قله کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد، تیر را با تمام توش و توان از شست رها کرد و خود، بی جان بر زمین افتاد. هرمزد- خدای بزرگ- به فرشته باد فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیم روز در آسمان می رفت و نیم روز در کنار رود جیحون بر ریشه درخت گردویی که بزرگ تر از آن در عالم نبود، نشست. آنجا را مرز ایران و توران قرار دادند و هر سال به یاد آن روز جشن گرفتند و جشن تیرگان از اینجا پدید آمد.
یادداشت:عباس محمدی
سلام
بد نبود به اینم اشاره می کردی که با وجود کشمکش هایی که الان سر پس گرفتن کتیبه های ایرانی وجود داره و معلوم نیست دوباره این میراث به دست ما می رسه یا نه؛ جای چند تا مجسمه و اثر خیلی مهم به بهانه شرکت در نمایشگاه اگر اشتباه نکنم بریتانیا خالی بود
به نظر میاد تاریخ هی داره تکرار میشه!
سلام
من منتظرم این ها را شما بنویسی قرار شد شما هم یک خبری از آن بازدید بدی دیگه نه؟