من حمید هستم
راستش را بخواید تاحالا چندین بار این بخش معرفی را عوض کردم شما بزارید به حساب این که آدم ها همیشه نباید همون آدم قبلی باشن چون اگه در جهت مثبت حرکت نکنن و عوض نشن درجا زدن .
اما حقیقت اینه که به جز این یه دلیل دیگه داره و اون هم این که همیشه با خودم فکر می کنم که چرا و چطور باید کار این وبلاگ را ادامه بدم!!!
امیدوارم شما کمکم کنید .
اما خودم.
درباره خودم باید بگم که رشته دانشگاهی من باستان شناسی است اما در حال حاضر خبرنگارم. به خاطر همین از شما می خواهم اگه گه گاه یه نیمچه خبرهایی را هم دیدید تعجب نکنید.
دغدغه اصلی من تو زندگی چیزی نیست جز خود زندگی و همه چیزهایی که می شه با اون ها زندگی کرد.
در آخر این که همه شما را تو این وبلاگ سهیم می دونم
بدون تردید این وبلاگ می تونه یه رسانه ای باشه برای این که صدای فرهنگمون را به گوش همه برسونیم.
امیدوارم همه موفق باشین
ادامه...
سلام آقای حمیدیان! امیدوار بود بعد از مدت ها که وبلاگتون رو پیدا کردم و براتون کامنت گذاشتم دوباره مثل اون موقع ها به هم سر بزنیم!! نمی دونم علت چیه !! ـــــــــــــــــــــــــــــــ از چه رو این همه دلتنگ شدی ؟! دلخوشی ها کم نیست!! ــــ راستی با هم همکار هم شدیم .. روزنامه نگار !! موفق باشی آقای همکار!!
خیلی زیبا بود اما نمی دونم چرا صحبت از سرنوشت که میشه من غمگین می شم راستی اگه آدم ها از سرنوشتشون باخبر بودن دنیا چه شکلی می شد؟ فکر نکنم خوب می شد در واقع وحشتناک می شد!
شاید به خاطر همینه که نمی دونیم آخرش چی می شه عزیزم ولی زیباییش هم به همینه
چند شب قبل از پله های مترو بالا آمدم که سوار اتوبوس شوم.بلیطی از جیبم در آوردم که پشت آن نوشته شده بود:روز دانشجو بر همه دانشجویان ایران مبارک باد........و چند لحظه مکث بلیط را به راننده دادم و راننده اتوبوس بدون هیچ احساس خاصی بلیط را پاره کرد و ......اتوبوس حرکت کرد و من ............ روز دانشجو مبارک
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
باستان شناسی...چه رشته ی باحالی...
می شه یه کم در باره ی الپتکین بگی
سلام آقای حمیدیان!
امیدوار بود بعد از مدت ها که وبلاگتون رو پیدا کردم و براتون کامنت گذاشتم دوباره مثل اون موقع ها به هم سر بزنیم!!
نمی دونم علت چیه !!
ـــــــــــــــــــــــــــــــ
از چه رو این همه دلتنگ شدی ؟!
دلخوشی ها کم نیست!!
ــــ
راستی با هم همکار هم شدیم .. روزنامه نگار !! موفق باشی آقای همکار!!
به یاد داشته باش هر پایانی آغاز یک نقطه جدیده.
همیشه به یاد داشته باش که هر پایانی نقطه آغاز جدیدیست.
موید باشی.
خیلی زیبا بود اما نمی دونم چرا صحبت از سرنوشت که میشه من غمگین می شم
راستی اگه آدم ها از سرنوشتشون باخبر بودن دنیا چه شکلی می شد؟ فکر نکنم خوب می شد در واقع وحشتناک می شد!
شاید به خاطر همینه که نمی دونیم آخرش چی می شه عزیزم ولی زیباییش هم به همینه
خاک تو گورت کنن ! اون ماجرا چی شد ؟ تونستی حلش کنی؟
راستی شعر قشنگی بود حال کردم !
چند شب قبل از پله های مترو بالا آمدم که سوار اتوبوس شوم.بلیطی از جیبم در آوردم که پشت آن نوشته شده بود:روز دانشجو بر همه دانشجویان ایران مبارک باد........و چند لحظه مکث بلیط را به راننده دادم و راننده اتوبوس بدون هیچ احساس خاصی بلیط را پاره کرد و ......اتوبوس حرکت کرد و من ............
روز دانشجو مبارک