نارون

یک چیزهایی مثل باستان شناسی و ...

نارون

یک چیزهایی مثل باستان شناسی و ...

ازدواج موقت

اشاره این مطلب بخشی از مطلب نوشته شده در وبلاگ ژیوار است که در ذیل سعی کردم پاسخی در خور به تبعات این اقدام و تبلیغات صورت گرفته که در نوشتار وبلاگ ژیوار هم به بخشی از آن اشاره شده است، بدهم.

 

هرچه کنی به خود کنی اگر که....

 

 مدتیه سعی کردم از کنار یه سری حرف ها و اظهار نظرات در مورد یه موضوع خاص که به نظرم از سر نادانی زده می شده بگذرم، اما الان می بینم نه کاملا از سر دانایی و هوشمندیه و بنابراین دیگه از نظرم مساله ساده ای نیست

  تبلیغات برای ازدواج موقت بعد از اینکه بسیاری از سایت ها و روزنامه ها به اعتراض علیه ترویج ازدواج موقت  در کشور و میان جوانان پرداختند قطع شد اما دوباره این مساله همین اواخر از زبان وزیر کشور و آنهم در جلسه ای مربوط به حجاب که اکثر قریب به اتفاق مهمانان خانم بودند مطرح شد و وزیر یک کشور در میان جمع خانم ها گفت که مساله ازدواج موقت باید با شهامت تبلیغ بشه!

 و از اون زمان دوباره همه کسانی که این موضوع رو به نفع خودشون می دیدند شروع به حمایت از این اظهار نظر شخصی کردند

 من نمی دونم  کجای دین اسلام که اینقدر سنگش رو در مواقعی که به نفعشونه به سینه می زنند گفته مردی که هیچ مشکلی نداره و زن و بچه داره می تونه با این کار به خانواده خودش خیانت کنه؟

 اصلا چه کسی اجازه خیانت رو به آقایون داده که اینقدر در موردش تبلیغ می کنند؟ جالب تر اینجاست که تمام این اظهار نظرهای تاسف برانگیزی که از زبان همه در مجامع خانم ها زده میشه احساسات ملت مسلمان رو جریحه دار نمی کنه اما فیلمی مثل نقاب که یه خانم می تونه رفتاری کمی متفاوت تر از اونی که همیشه جامعه مرد سالار ازش انتظار دارند رفتار کنه، احساسات ملت غیور و مسلمان ایران رو جریحه دار می کنه!!!....

 لطفا ادامه این مطلب را روی وبلاگ http://zhiivaar.blogsky.com/  بخوانید

 

 

و اما پاسخ من که می خواستم کامنت بذارم اما خواستم اینطوری و اینجا بنویسم که دیگران هم بخوانند.

  البته واضح و مبرهن است که در زمان حاضر :

 

۱- کسانی که قصد ازدواج دارند بیشتر پول ندارند

۲- کسانی که قصد ازدواج موقت دارند بیشتر آنهایی هستند که ازدواج کرده اند و زن و بچه و ۷ سر عائله دارند

۳- کسانی که نیم نگاهی هم به ازدواج موقت ندارند بیشتر آنهایی هستند که مجردند

 

اما بازهم واضح و مبرهن است که

 ۱- اگر تبلیغات به این منوال ادامه یابد حتما و حتما باید در انتظار ازدواج موقت پسران و دختران ۱۵ سال به بالا باشیم

۲- اگر این طور شود پس چرا باید همش تبلیغ کنیم که پسران سر بزیر و پاک و دختران با عفت و ... برای ازدواج مناسبند

 

و در آخر واضح و مبرهن است که اگر این طور شود  

۱- فاتحه خانواده های گرم و نسبتا صمیمی الان را باید خواند

۲-  اگر اینطور شود همش باید در انتظار دیدن کودکانی باشیم که پدری ندارند و مادری سرپرستی آنها را قبول نمی کند

۳- اگر این طور باشد دیگه باید منتظر دیدن طلاق های بسیاری در جامعه باشیم.

۴- اگر اینطور باشد باید بگویم که تجربه تلخ برخی کشورها در سست شدن بنیان خانواده ها را تکرار می کنیم

مقام زن در ایران باستان و در شاهنشاهی هخامنشی

 

در ایران باستان همیشه مقام زن و مرد برابر و در کنار هم ذکرشده است، حتی گروهی از ایزدان مانند آناهیتا زن هستندو در میان امشاسپندان ، امرداد و خرداد و سپندارمذ ، که صفات اهورامزدا است زن میباشند.

 

وآنچه در اوستا آمده است همه نشانه ای از همسنگی زن و مرد است، در فروردین یشت چنین آورده شده : اینک فروهر همه مردان و زنان پاک را می ستائیم آنان که روان هایشان در خور ستایش و فروهر هایشان شایسته است اینک فروهر همه مردان و زنان پاکدین را می ستائیم.

 

در زمان شاهنشاهی هخامنشیان ، براساس لوح های گلی تخت جمشید زنان هم دوش مردان در ساختن کاخ های شاهان هخامنشی دست داشتند و دستمزد برابر دریافت می نمودند، پیشه بیشتر زنان در دوره هخامنشیان صیقل دادن نهائی سنگ نگاره ها و همچنین دوخت و دوز و خیاطی بوده است. بنابراین در شاهنشاهی بزرگ هخامنشی با برابری و تساوی خقوق زنان با مردان سر و کار داریم.

 

باید خاطرنشان کرد که زنان در زمان بارداری و با بدنیا آوردن کودکی برای مدتی از کار معاف میشدند ، اما از حداقل خقوق برای گذران زندگی برخوردار می گشتند و علاوه بر آن اضافه خقوقی بصورت مواد مصرفی ضروری زندگی دریافت می نمودند، همچنین در گل نوشته های تخت جمشید شاهد آن هستیم که در کارگاههای خیاطی ، زنان بعنوان سرپرست و مدیر بودند و گاه مردان زیردست زنان قرار می گرفتند.

 

اما زنان خاندان شاهی از موقعیت دیگری برخوردار بودند ، آنان می توانستند به املاک بزرگ سرکشی کنند و کارگاه های عظیم را با همه کارکنانش اداره و مدیریت می کردند و درآمدهای بسیار زیاد داشتند ، اما باید خاطرنشان کرد که حسابرسی و دیوان سالاری هخامنشی حتی برای ملکه هم استثنا قائل نمی شد و محاسبه درآمد و مخارج از وی مطالبه می کرد.

 

در یکی از گل نوشته ها ( لوح های گلی ) رئیس تشریفات دربار داریوش بزرگ دستور تحویل 100 گوسفند را به ملکه صادر می کند تا درجشن بزرگ تخت جمشید که 2000 مهمان دعوت شده بودند ، بکار روند.

 

دریکی از مهرهای بدست آمده از تخت جمشید زنی بلندپایه در صندلی تخت مانندی نشسته و پاهایش را روی چهارپایه ای گذارده و گل نیلوفری در دست دارد و تاجی برسرنهاده که چادری روی آن انداخته شده است و به تقلید از مجلس شاه ، ندیمه ای در برابر او ایستاده و عود سوزی در آن دیده می شود. این مهر یکی از زنان ثروتمند دربار هخامنشی است که نقش مهمی در مدیریت جامعه داشته است و دستورات خود را به این مهر منقوش می کرده است.

 

بنابراین با کمک گل نوشته های تخت جمشید تصویری کاملا نو از زنان و ملکه های هخامنشی بدست می آوریم که برخلاف ادعای نویسندگان یونانی ، که آنها را عروسکهایی محبوس در حرم سراها می دانستند، نه تنها همدوش مردان در آئین های مذهبی شرکت می کردند ، بلکه در صحنه زندگی و در اداره امور کشور هم نقش و شخصیت مستقل خویش را حفظ می کردند . بررسی دقیق لوح های دیوانی تخت جمشید نشان می دهد، که زن در دوران فرمانروائی هخامنشیان بویژه در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ از چنان مقامی برخوردار بودند که در میان همه خلق های جهان باستان نظیر نداشت .

 

گرد آورنده : جمشید انوشیروانی

نگاهی به یافتن همسر در ایران باستان

آن زمان که زن‌ربایی و خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه نظمی که آیین زردشت آورده بود، نتیجه عقد بود.

 

در لابه‌لای تاریخ، اساطیر و باستان شناسی ایران همواره خانواده به عنوان مهم‌ترین واحد اجتماعی و نگهدارنده رابطه خویشی و پایگاه عاطفی نقش مهمی ایفا می‌کند. «مان» در مفهوم خانواده، از صورت اوستایی «نمانیه»، در واژه «‌‌‌خانمان» به معنی خانه و خانواده باقی‌ مانده است.

 

در آثار باستان‌شناسی ایران، در گورهای مختلف آثار مادری که فرزندش را بغل کرده است و حتی یک نمونه از تپه حسنلو، پایین‌تر از دریاچه ارومیه، آثار زن و مردی که یکدیگر را در آغوش گرفته‌اند، به دست آمده است که خود تاکیدی است بر مفهوم خانواده و عشق.

 

خانواده که امروز نیز از مقدس‌ترین و محترم‌ترین نهادهای اجتماعی به شمار می‌رود، همواره در این سرزمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ایرانی تشکیل خانواده به صورت تکلیفی دینی در آمده است.

 

خانواده از نظر اقتصادی، اشتراک منافع و همیاری و امداد مادی و معنوی را تضمین می‌کند و عشق و محبت مایه استواری این پیوند می‌گردد.

 

در آن زمان که زن‌ربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه نظم و نسقی که آیین زردشت آورده بود، نتیجه عقد بود.

 

وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و اشی و نقش آنان در تفکرات ایرانی اهمیت خانواده را بیشتر می‌نمایاند.

 

آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می‌آید، زیرا چشمه حیات از وجود او می‌جوشد و بدین گونه «مادر خدا»‌ نیز می‌شود. و اشی نماد توانگری و بخشش، ایزد بانویی است که پیشرفت و آسایش به خانه‌ها می‌برد و خرد و خواسته می‌بخشد.

 

به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت.

 

مومن که تن به قیود زناشویی می‌دهد، برای روح خود سعادت جاودانی فراهم می‌آورد و برای خویشتن راهی خجسته به سوی زندگی آینده می‌گشاید. چرا که مومن باید در گسترش و توسعه آفرینش نیک سهیم باشد و به این منظور، چه وسیله‌ای شایسته‌تر و نیکوتر از ازدواج و به بارآوردن موجودات «اهورایی» خواهد بود؟ با این اعتقاد، تجرد در آیین زردشتی مجاز نیست. زناشویی بی‌عقد مایه دهشت است و نزد ایرانیان پذیرفتنی نبوده است. به همین خاطر فرزندان حاصل از این گونه پیوندها از وراثت بی‌بهره بوده‌اند.

 

زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانیان، شاهنشاهان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت می‌کردند.

 

دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می‌آورد و دختران بی‌صاحب و بی‌جهاز را به خرج خود شوهر می‌داد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری‌ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود.

 

ایرانیان آن‌چنان به خانواده اهمیت می‌دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه می‌داشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوش‌شان نمی‌آمد.

 

حتی سربازان ایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌های خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت دینی به گردن نداشتند.

 

خانواده از چنان بنیان محکمی برخوردار بود که حتی بچه‌دار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زردشتیان در این گونه موارد به راحتی بچه‌ای را به فرزندی می‌پذیرفتند. گرچه بنابر دین خود مجاز به انتخاب همسر دیگری با رعایت حقوق همسر اول بودند. اما در همه متن پهلوی «مادیکان هزار دادستان» تنها یک نمونه از دو زنه بودن می‌بینیم و این امر دلیل آن است که چنین کاری نادر بوده است.آناهیتا

 

نکته جالب دیگر در تفکر ایرانیان، همین مساله به فرزندی پذیرفتن است که تنها در مورد خانواده‌های بی‌اولاد صدق نمی‌کند. آوردن بچه‌ای به آغوش خانواده منشا مذهبی دارد. این عمل ثواب به شمار می‌آید و به منزله عبادت است. از این رو، خانواده‌ای که چند فرزند هم داشته باشد، اگر ببیند بچه‌ای از پرستاری و مواظبتی شایسته برخوردار نیست یا بر سر راه مانده، مکلف است آن بچه را به فرزندی بپذیرد.

 

مساله مهم دیگر در بدو تشکیل خانواده به چشم می‌خورد. پدر و مادر در انتخاب همسر برای دختر خود دخیل بودند اما دختر هم حق داشت در صورتی که داماد منتخب پدر و مادر را نپذیرفت، دست رد بر سینه او بزند. قوانین دوره ساسانی ازدواجی را که به زور صورت می‌گرفت، به منزله جرم و خیانت می‌شمرد. و این امر، از پیشرفت‌های بزرگ حقوق ساسانی بود. این در حالی است که در سرزمین‌های هم‌مرز ایران، دختر از این آزادی خبر نداشت. در بابل، دختر می‌بایست مردی را بپذیرد که پدرش برای وی در نظر گرفته بود و در هند، دختر مثل کالایی به مردی داده می‌شد که بیشترین پول را پرداخته بود. در چنین شرایطی، دختر ایرانی از امتیازهایی بیش از همه دختران مشرق زمین برخوردار بود و می‌توانست یار و همدم زندگیش را به میل و اراده خویش برگزیند. نمونه‌های چنین آزادی و اختیاری در شاهنامه کم نیستند.

 

شاهدخت رودابه هاماوران مخالف با نظر پدر، کاوس را به همسری خود برگزید، منیژه زیبا هم، به همین گونه، به سوی بیژن پهلوان، دشمن سوگند خورده پدرش افراسیاب نگریست.

 

کتایون همسر خویش را در انبوه خلق با پرتاب سیبی زرین به سوی او برگزید. پس از گزینش همسر، باید به حضور پدر دختر رفت و مراسم خواستگاری را به جا آورد. در این مرحله، کسان دختر بیش از هر چیز دیگر نگران خلق مادر شوهر بودند که خوشبختی نوعروس سراپا به آن بسته بود و این نگرانی‌ها نشان می‌دهد همان‌گونه که احترام به بنیان خانواده و قدر و منزلت آن در ایران باستان ریشه دارد، دعوای عروس و مادرشوهر هم ریشه‌ای بس کهن داشته است! 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع: آموزگار، ژاله؛ تاریخ اساطیری ایران؛ تهران: سمت، 1380

مظاهری، علی‌اکبر؛ خانواده ایرانی در دوران پیش از اسلام؛ ترجمه عبدالله توکل، تهران: نشر قطره، 1373.