نظری اجمالی بر تاریخ نیشابور
شهرستان نیشابور یکی از شهرستانهای بخش مرکزی استان خراسان رضوی است که بین ً19و58ْعرض جغرافیایی و 30ً،59ْ طول جغرافیایی در حاشیه کویر مرکزی ایران واقع شده است. بخش اعظم این شهرستان در دشت نسبتاً وسیعی قرار دارد، که در شمال آن کوههای بینالود قرار دارد.
بر اساس سرشماری سال 1375 جمعیت نیشابور 412904 نفر بوده که 16931 نفر آن (حدود 41 درصد) در نقاط شهری و 243773 نفر (حدود 56 درصد) در نقاط روستایی سکونت داشتهاند.
نیشابور شهری است خفته در اعماق تاریخ ، قرار گرفته بر چهار راه حوادث، شهری پرخاطره و عبرتانگیز و به گفته دکتر اسلامی ندوشن «کمتر شهری در سراسر ایران میتوان یافت که به اندازه نیشابور عبرتانگیز و پرخاطره باشد. شهر پرشکوفا و نازنینی که روزگار مانند پهلوانان تراژدی، بزرگترین عزتها و بزرگترین خواریها را برآن آزموده است.» میتوان گفت که نیشابور ققنوس شهرهای ایران است. شهری که پس از هر بار مردن دوباره زنده شد و نفس کشید، شهری که حدود 19 بار بر اثر زلزله و حمله دشمنان ویران شد ولی باز هم پابرجا ایستاد. شهری که تاریخ آن را باید از گوشه و کنار کتابهای کهنه و سفالهای عتیق موزههای بیگانه و سنگ قبرهای شکسته فراهم آورد. شهری پرآوازه که در گذشته به صور و نامهای گوناگونی نظیر رئونت، تمام آپاخشتره، ابرشهر، اًپرشهر، ایرانشهر، نوشاپور، نیوه شاپور و ... از آن یاد شده و اکنون به نیشابور معروف است. نام نیشابور در کهنترین دفتر ایرانی یعنی اوستا به گونة «ائونت» آمده است که به معنای دارنده جلال و شکوه است. در کتیبه شاپور اول در کعبه زردشت (262 م/ بعنوان یکی از قدیمترین سندهای ثبت شده از این شهر به نام «تمام آپاخشتره» یاد شده است.
قدمت نیشابور بر اساس حفریات جدیدی که در تپه برج نیشابور صورت گرفته است به حدود 6 الی 7 هزار سال ق.م برمیگردد. ولی بیشترین دورانی که از نیشابور در متون تاریخی صحبت شده است مربوط به زمان ساسانیان میباشد. چنانکه گفته میشود، در میان آتشکدههای بسیاری که در ایران بوده است، سه آتشکده، اهمیت برتر و ویژهای داشتهاند که یکی از آنها آتشکده برزین مهر (آتشکده کشاورزان ایران زمین) واقع در کوهستان ریوند در شمال غربی نیشابور بوده است. وجود این آتشکدة بزرگ و نامی در این ناحیه، خود نمایانگر اهمیت موقعیت نیشابور به عنوان یکی از پایتختهای مذهبی و یا یکی از مراکز مهم فرهنگی سیاسی در دوران اوج آیین زردشت در ایران باستان (ساسانیان) میباشد.
نیشابور در اوایل اسلام با قیام سردار شورشی خراسان یعنی طاهر بن حسین، مشهور به طاهر ذوالیمینین که در جنگ مامون با برادرش امین وی را به پیروزی رسانده بود و به پاداش آن، حکومت شرقی ایران را در سال 205 هـ.. گرفته بود، برخورد میکند. طاهر با حذف نام خلیفه عباسی از خطبه نماز جمعه، تأسیس اولین حکومت سلسله ایرانی را پس از حمله اعراب به ایران (به نام سلسله طاهریان) اعلام نمود. بطور کلی اگر چه نیشابور در طی قرنهای سوم تا هفتم هجری دارای موقعیت بسیار ممتاز حکومتی، تجاری و بازرگانی بوده است، لیکن در این دوران به دلیل بروز جنگهای پیاپی نظیر رقابت حاکمان محلی، تخریب و تصرف آن توسط پادشاهان و امیران سلسلههای مختلف تهاجم اقوام غز، زلزلههای سالهای 242، 545، 605 هجری قمری، آتشسوزی سال 538 (یا 548) هـ.ق و نیز جنگهای داخلی که بین محلات مختلف شهر به علت اختلافات مذهبی و مسلکی، پیش آمده بود، بارها ویران شده و یا آسیبهای فراوان دیده و دوباره به همت حاکمان سختکوش این شهر بعنوان یکی از مراکز مهم سیاسی، علمی و فرهنگی خراسان بزرگ خود نمایی کرده است. و پس از حمله مغول در سال 618 هـ.ق دیگر نیشابور نتوانست به آن شکوه و عظمت دوران گذشته برگردد.

پیشینه کاوشهای باستانشناسی نیشابور:
اولین انگیزه کاوشهای باستانشناسی در نیشابور به اوایل قرن حاضر میرسد. توجه متون دوره اسلامی به زبانهای اروپایی و گزارشهای سیاحان قرن 19 و اوایل قرن 20 درباره نیشابور و همچنین خروج تعدادی از اشیاء فرهنگی این شهر به خارج از ایران باعث جلب نظر تعدادی از کاوشگران خارجی به این محل گردید. برای اولین بار یک هیأت آمریکایی از طرف موزه متروپولیتن به سرپرستی چارلز ویلکنسون و با دستیاری جوزف اوتپن و والترهاوزر، به استناد اقوال مورخان و جغرافیانویسان دوران اسلامی و به امر کشف آثار دوران ساسانی عازم نیشابور شدند و کاوشهای خود را از سال 1935 شروع کردند و تا سال 1940 ادامه دادند. با شروع جنگ دوم جهانی این کاوشها متوقف شد و مجدداً برای یک فصل در سال 1947 ادامه یافت. محل کاوشها، تپه سبزپوشان، تپه مدرسه، تپه تاکستان و قنات تپه بود. ویکلنسون در مورد انگیزه این کاوشها مینویسد: «این محل به علت اشارات بسیاریکه در منابع عربی و فارسی بدان شده بود انتخاب گردید. این اشارات حاکی از این است که نیشابور در دوره ساسانی ساخته شده و برای چندین قرن در دورة اسلامی شهر مهمی به شمار میرفته و هنر و صنعت پیشرفتهای داشته است.»
دومین برنامه مهم حفاری پژوهشی را وزارت فرهنگ و هنر سابق به منظور مطالعه کورههای سفالگری نیشابور برنامهریزی کرد و انجام آن برعهده آقای سیف ا... کامبخش به مدت 22 روز در اسفند ماه سال 1347 نهاده شد. ایشان در طی کاوشی که انجام دادند موفق به کشف چهار کورة سفالگری گردید که متعلق به دورة سلجوقی میشد. همچنین ریچارد بولیت در سال 1966 نیز موفق به بازسازی محلات قدیم نیشابور گردید.
معاونت پژوهشی سازمان میراث فرهنگی کشور به منظور تعیین حریم محدوده شهر باستانی نیشابور برنامهای را تدارک دید و انجام آن را به محمود موسوی سپرد، هیئتی تحت سرپرستی آقای موسوی در پائیز 1367 ضمن تعیین حریم شهر موفق به کشف بقایای یک حمام از دوره سلجوقی و خاکبرداری آن و کشف یکی از محلات مسکونی شادیاخ و کشف 26 سکه نقره ایلخانی که عموماً ضرب ضرابخانه نیشابور بوده، شدند. انجام حفاریها و پژوهشهای مذکور منجر به کشف آثار مهم، معماری، تزئینات بنا، حجاری، گچبری ، نقاشی دیواری، مساجد، مدارس، حمام، خانههای مسکونی، سفال، فلز، شیشه، سکه و آثار دیگری از دوران اسلامی گردید. با کشف این آثار محققان خارجی و داخلی مطالعاتی را بر روی آنها آغاز کردند و نتایج تحقیقات خود را به صورت مقاله، کتاب و گزارش در داخل و خارج از کشور در دسترس علاقمندان قرار دادند.
فلزکاری نیشابور(قرون اولیه اسلام)
خراسان از جمله ایالتهایی بوده که اغلب صنایع در آن رونق داشته اند و جاده ابریشم از آن عبورمی کرده است، اما تلاش در خور و شایسته ای برای شناخت گذشته آن صورت نگرفته است وبا توجه به این امر ، مشکل است که در این باره (صنعت و هنر)واین منطقه خصوصا در اوائل دوران اسلامی سخن بگوئیم .با توجه به کاوشهای انجام شده و اطلاعات کمی که در این مورد موجود است ، می توان گفت تاکسیلا یکی از مراکز شکوفا درپیش از اسلام بوده است؛ و سغدیان هم در پیش از اسلام یکی از مهمترین تولید کنندگان ظروف نقره ای بوده اند .
یکی از این شهرها در منطقه خراسان ، نیشابور بوده است و آنچه سبب شده که از نیشابور به عنوان مرکز فلزکاری شمال شرق ایران نام برد به چند دلیل است:
1- قرار گرفتن بر سر راه جاده ابریشم و وجود بازرگانان در این شهر که علاقمند به تجارت با مناطق دور دستی چون مرو ، بلخ،جرجان و ری بوده و نیشابور حالت مرکزیت را داشته و اغلب اشیاء از این منطقه به مناطق دیگر صادر می شده ، که در کاوشهای انجام شده این قضیه ثابت شده است .
2- وجود جمعیت زیاد نیشابور در آن زمان که خواهان کالاههای مورد نیاز زندگی بوده اند .
3-وجود معادن نقره ، مس ، آهن و سرب در کوههای نوقان در نزدیکی نیشابور وهمچنین معادن دیگر درشهر توس .
4- نیشابور در قرون اولیه اسلام به عنوان یکی از پایتختهای ایران تلقی می شده است و به همین جهت اغلب هنرمندان از نقاط دور دست به آنجا عزیمت می نمودند.
بدون شک کشف فلز و شناخت آن در زندگی بشر موجب پیآمدهای عالمانه و دگرگونیهای سریع فرهنگی گردیده است. کشف فلز و تهیه و تولید صنایع فلزی و هنرپردازی بر روی آن مرهون کار و کوشش مستمر و پیگیر نسلهای پیدرپی انسانهایی است که در این زمینه هوش و استعداد و خلاقیتهای بسیار بکار بردهاند.
دانش امروزی با تمام پیشرفتهای خود هنوز نتوانسته به طور روشن و قاطعانه فنون تکنیکی و خلاقیتهای اعجابآور گذشتگان را توجیه و به طور منطقی و علمی توضیح دهد.
در مقاله و نوشته فوق ما برآنیم که ضمن پرداختن به موضوع فلزکاری نیشابور در قرون اولیه اسلامی (قرن 2-6 هـ.ق)، در ابتدا به شرح مباحثی چون سیر و تحول فلز و فلزکاری، پیشینة تاریخی نیشابور و حفریات آن بپردازیم، قابل ذکر است که بخش اعظمی از نوشتة فوق از کتاب «فلزکاری نیشابور در قرون اولیه اسلامی»، نوشته جیمز آلن، که بر اساس یافتههای حفریات موزه متروپولتین به سرپرستی ویلکنسون ، به رشته تحریر در آمده است.

صنایع دستی ایران، به خصوص هنر فلزکاری که مبحث موردنظر ماست، تجلیگاه سنن، آداب و رسوم اقوام ایرانی است. و بدین لحاظ چهرههای بسیاری از هنرمندان به خصوص فلزکاران را غبار فراموشی فراگرفته است.
اما شاهکارهای به جا مانده گواهانی پرمعنی از اندیشمندی و سختکوشی آنان در آفرینش هنرهای ارزنده ایرانی است. با وجود اینکه ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه خود همواره مورد تاخت و تاز قرار داشته، ولی هیچ خللی بر طبع و اراده هنرآفرینان ایران وارد نیاورده تا موجب انهدام و از همگسیختگی بنیان هنر شود.
متأسفانه باستانشناسان و هنرشناسان برای شناخت تمدنهای ادوار گذشته، بیشتر به بررسی سفال و بقایای معماری میپردازند تا هنرهای چون فلزکاری، حال در اینجا بطور گذرا پیشینه و تاریخچهای از پیدایش و تحول فلز و فلزکاری را ذکر میکنیم:
1- عصر مس (کلکولیتیک): بشر ابتدا مس را بیآنکه ذوب کند، بطور طبیعی و بصورت جکشکاری مورد بهرهبرداری قرار میداده و برای ساختن آلاتی مانند درفش و سنجاق به کار می برده است.
اما با ذوب فلز که از حدود 3000 ق.م آغاز شد و انقلابی در فلزکاری و ساخت ابزار بوجود آمد. این انقلاب باعث شد که فلز تولیدی به دیگر مناطق و کشورهای همجوار صادر شود و موجب رواج فلزکاری و رونق آن شد. وجود معادن مس و دیگر فلزات موجب روابط بازرگانی ایران با مناطقی چون بلخ، هند و همسایگان غربی شد. با توجه به کاوشهای انجام گرفته قدیمیترین اشیاء فلزی را متعلق به تپه سیلک، لایههای I , II میدانند، که قدمتشان به 4000-4500 ق.م میرسد.
2- عصر مفرخ (برنز): در غرب ایران، قبایل مهاجر هیتیت، میتانی و کاسیها که از نژاد مردم قفقاز بودند، در هنر مفرغگری از 2500 ق.م مهارت زیادی داشتند. با مهاجرت کاسیها به لرستان که پیش از هزاره دوم ق.م روی داد که با تجمع هنرمندان این قوم در این ناحیه، هنر مفرغسازی در لرستان صورتی ابداعی و نو یافت. اصولاً در این عصر، مفرغکاران لرستان با الهام از نسلهای پیشین در تجسم اشکال خدایان اساطیری در قالب بتها و مجسمههای کوچک و بزرگ مذهبی و همچنین اشکال و صور گوناگون را بر روی ظروف فلزی به دستور کاهنان و متولیان دین میساختند.
3- عصر آهن: پیدایش و کشف آهن در ایران علاوه بر این که نشاندهنده ظهور تمدن و پیشرفت فرهنگ منطقه بود. مقیاس و اساس تعیین ادوار کهن مانند دوران سنگ، مس، مفرع و آهن شد. آهن را هیتیان و مردم میتانی در غرب ایران از 1500 ق.م میشناختند. با کشف این فلز بسیاری از معیارهای زندگی تغییر کرد و از آن در جنگ، کشاورزی و معماری استفاده میکردند.
4- دورة ماد: در مورد صنایع و معماری مادی که با هنر فلزکاری در ارتباط است نمیتوان مطلب زیادی گفت. یگانه مدرک پرارزشی که ما را به سوی هنر و تمدن مادی راهنمایی میکند، گنجینه زیویه است، باستانشناسان بر این باورند که اشیاء این گنجینه باید از مهمترین آثار هنری تمدن ماد شمرده شوند.
5- دورة هخامنشی: بدون شک این دورهها را با پیدایش نخستین امپراطوری جهان و یکی از سازمان یافتهترین و مقتدرترین دولتها روبرو میکند. از مهمترین مکانهایی که میتوان از آنها به عنوان مراکز تولید هنر فلزکاری هخامنشیان نام برد باید به تخت جمشید، هگمتانه و شوش در داخل ایران نام برد؛ میتوان به جرأت ادعا کرد که هنر فلزکاری در دوران هخامنشی به اوج خود میرسد و زمینه بروز و شکوفایی این هنر را در دوران بعدی و حتی اسلامی فراهم میکند.
6- دورة سلوکیان: همزمان با حمله اسکندر به ایران و تصرف آن، هرج و مرج زیادی سرتاسر ایران را فراگرفت و یک فترت هنری در این زمان آغاز شد. تا اینکه در سال 312 ق.م سلوکوس توانست یک حکومت مرکزی را ایجاد کند، و با توجه به اینکه یونانیان تمدن خود را برتر از دیگر سرزمینهای فتح شده میدانستند، به همین خاطر مردم تمایل زیادی به هنر و فرهنگ یونانی نشان دادند. از آثار فلزی این دوره آثار کمی به دست باستانشناسان افتاده است. ولی آنچه قابل بیان است، اینکه در دورة سلوکیان مصرف فلزات (فلزات قیمتی) زیاد بوده است، چرا که اغلب نفوذ هلنسیم در طبقات بالای اجتماع صورت گرفته بود.
7- پارتیان : در این دوره نیز فلزکاری تقریباً تقلیدی از هنر و تمدن یونانی با کمی آمیختگی هنر ایرانی است، خصوصاً این تقلید در اوایل کار پارتیان بیشتر است. چرا که پارتیان قومی سوارکار و نظامی بودند و از هنر چندان سررشتهای نداشتند. آثار مفرغی در اواخر سلطنت اشکانیان به خلاف دورة هخامنشی پیشرفت کرد و به سوریه، عربستان و فنقیه صادر میشد.
8- ساسانیان : از زمان هجوم اسکندر به مشرق زمین تا روی کار آمدن ساسانیان، در تاریخ هنری ایران یک نوع خلاء مشاهده میشود، آثار هنری سیمین و گاهی زرین این دوره که تاکنون کشف شده، مهارت و سلیقه خاص هنرمندان این عصر را نمایان میکند. مضمون تصاویر این دوره تأثیر مستقیمی بر هنر دوران اسلامی داشت.
9- هنر فلزکاری پس از ظهور اسلام: 
باید به عنوان امر بدیهی بپذیریم که با هجوم یک قوم بر قوم دیگری اصولاً یک دوره فترت و انحطاط بر قوم غالب میگذرد. همانطور که ملاحظه گردید با هجوم سلوکیان و تا آمدن ساسانیان ما دورة فترتی را در هنر ایرانی داشتیم. با هجوم قوم عرب به ایران زمین که هیچ رنگ و بویی از هنر و تمدن نداشتند، هنر این سرزمین دوباره و به مدت 2 قرن دچار رخوت و فترت شد. با ورود اعراب اکثر هنرمندان یا از کشور مهاجرت کردند و یا اینکه در گیرودار درگیریها از بین رفتند. کسانی که اقدام به سفر کرده بودند به سمت خراسان و ماوراءالنهر آمده و در آنجا سکنی گزیدند، با توجه به اینکه مردم به علت جنگ دچار فقر و نداری شدند و استقبال چندانی از اشیاء فلزی نمیکردند و دیگر اینکه آئین اسلام ساخت هر گونه ظروف فلزی گرانقیمت را ملغی اعلام کرده بود، به همین خاطر حدود 200 سال در این سرزمین اکثر ظروف از مس، مفرغ و بطور کلی فلزات ارزان قیمت بود، ولی با ظهور سامانیان دوباره این صنعت (فلزکاری) به حرکت افتاد. با قیام سرداران خراسان و نابودی حکومت امویان خلافت به بنیعباس رسید و نفوذ فرهنگ ایرانی در آثار هنر جهان اسلام بیشتر شد.
آنچه مسلم است ادامه اسلوب تزئینی ساسانی در فلزکاری اوائل دوره اسلامی به خصوص در فلزکاری قابل مشاهده است. ظروف نقره با تصویر حیوانات و طیور یکدسته مهم از فلزکاری ساسانی دورة بعد از ساسانی را تشکیل میدهد. یکی از مشهورترین حیوانات صنعت ساسانی حیوان عجیب بالداری شبیه به سیمرغ است که قسمتی شیر و قسمتی سگ و قسمتی هم پرنده بوده است.
برنزکاری اوائل اسلام شامل ظروفیست از قبیل سینی و ابریق و آبخوری به شکل حیوانات و پرندگان، در بعضی از سینیها تأثیر نقوش ساسانی به قدری قوی است که آن را به دوره قبل از اسلام نسبت میدهند. ابریقهای برنزی دوره ساسانی گاهی ساده و گاهی با تزئین برجسته یا قلمزده است. و اغلب به سبک و از نوع دورة ساسانی است. برخی دیگر از اشکالی است که فلزکاران ایرانی قرن سوم هـ.ق. ابتکار کردهاند و یکنوع بدنه مدور کروی و گردنة استوانهای شکل دراز دارد و لوله آن به شکل پرنده ساخته شده است و تعدادی از نمونههای نیشابور نیز به این فرم ساخته شده است. به طور کلی باید گفت که هنر و صنعت در اوائل اسلام در تمام زمینهها ادامه راه اسلوب ساسانی بوده است. و در زمان سلجوقیان کاملتر شد. ولی در دوره ایلخانی تغییراتی اساسی یافت.
این مطلب را از وبلاگ ژیوار http://zhiivaar.blogsky.com/ روی نارون می گذارم .
امیدوارم از خواندنش لذت ببرید.
اصولا ما ایرانی ها عادت داریم توانایی هامون را یه جور دیگه ای غیر از کار کردن و خدمت رسانی به نمایش می ذاریم که البته در اذهان عمومی تاثیر گذار تره اما آخر سال یا موقع برآورد کاری که میشه نمی دونم چرا همیشه نتیجه برعکس میشه
نشانه های یک مدیر جدید:
- تغییر حالت چهره و راه رفتن و به طور کلی فرم اسکلت بدن!
- تغییر مدل موها و لباس ها و.....
- ایجاد یک تحول عمیق و تمام و کمال در سطوح مکان کار، اشیا درون محل کار، میزها، صندلی ها، برگه ها، پادری ها، لیوان ها، پارچ ها، خودکارها، برگه ها، مدل لوسترها، پنکه، دستگیره درها، گلدون ها و خلاصه هر چیزی که به نوعی چهره و یا خاطره مدیر قبلی رو به یاد کارمندها بیاره!
- اخراج طیف وسیعی از کارمندان بی هیچ دلیل موجهی برای اینکه بقیه حساب کار دستشون بیاد و قدرت مدیریتی مدیر جدید رو به رسمیت بشناسند!
- برگزاری هر روزه جلسات همگانی که توش هیچ حرفی ندارند بهم بزنند و اصولا تا مدت ها دنبال یک سوژه برای محور گفت و گوهای جلسه در همون جلسه برگزار شده می گردند
- تغییر سیستم کاری به طور کامل حتی اگر به بیکاری منجر بشه! اما تظاهر به اینکه اینقدر کار سرمون ریخته که وقت هیچ کاری نداریم!
- مدام ترسیم مدینه فاضله ای که یک قدم تا تحقق فاصله داره اما به علت اهمال و سستی مدیرهای قبلی که اون هم از نداشتن نبوغ کافی و عدم حس مسئولیت پذیری ناشی می شده این مدینه فاضله تاکنون ناشناخته مونده!
- اصرار براینکه مدیر های قبلی کلی بریز و بپاش کردند و کل تغییر مکان و دکوراسیون جدید سفارش ما از پادری ها گرفته تا میزو صندلی ها و کامپیوترها و هر چیزی که وجود داره یک هزارم هزینه حیف و میل شده توسط مدیران سابق هم نمی شه!
- آوردن تعداد زیادی کارمند جدید که گفته می شه همه بر اساس توانایی و تخصص و ... جذب شدن و با تاکید شدید مدیر به اونها مبنی بر اینکه تو جمع منو به اسم کوچیک صدا نکنید و محیط کار با جو فامیلی فرق می کنه!
- افزایش ساعت کاری کارمندها بدون اینکه کاری برای انجام دادن وجود داشته باشه برای اینکه به اذهان عمومی حالی بشه که حجم کارهایی که انجام می شه نسبت به دوره مدیر قبلی چقدر بالاتر رفته و اینها کارهاییه که تا حالا انجام نمی شده
- تعریف یک سری مسئولیت جدید که هیچ کدوم قابل اجرا نباشه و اجرا نشدنش رو به عدم توانایی کارمندها نسبت دادن
- اعتقاد راسخ بر اینکه در صورت همکاری کارمندان ** که البته به طور مسلم همکاری نکرده و نمی کنند** می توانستند جامعه را متحول کنند و به دلیل ذکر شده تا الان نتونستند
- کاهش حقوق کارمندان در راستای پایین آوردن هزینه سرانه!
- و در آخر نرسیدن به تمام وعده های تحقق داده شده به سبب از هم پاشیدگی سیستم کاری در دوره مدیریت قبلی !