
شهر نیاسر مرکز بخش نیاسر از توابع شهرستان کاشان و استان اصفهان است. این شهر در فاصله 24 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان (مرکز شهرستان) قرار دارد.
بانی نیاسر اردشیر اول میباشد در توصیف اردشیر همان بس زمانیکه اردوان اشک کشته شد همه ایران را تصرف کرد. ارمنستان و پنجاب هند را گشود و رومیان را شکست داد. اردشیر دین زرتشت را رسمی کرد ( چهارطاقی نیاسر سمبل آتش پرستی آنان میباشد ) و در پایان جنگهای ملوک الطوایفی ایران به سوی یکی از طایفههای بزرگ به نام مهرک میشتابد وی و هوا دارانش را کشته و به سوی محل کور نیاسر حرکت میکند و قصر طربان ( تالار فعلی ) را بنا کرد و چشمه آب اسکندریه و غار ویس و باغ تالار را ایجاد نمود و در سمت غرب چشمه نیاسر چهار طاقی ( آتشکدهای ) از سنگ تراش خارا را در چهارده ذرع بنا نهاد.
شهر نیاسر یکی از 3 مرکز مهم تولید گل محمدی، گلاب و عرقیات گیاهی شهرستان کاشان و کشور است. چنین ویژگی کم نظیری به سبب قرارگیری در دامنهی شرقی کوههای کرکس و وجود چشمهی پرآب اسکندریه و قناتهای زیاد است
این شهر دارای آثاری است که در نقشه آن را ملاحظه می کنید.

این تصویر آبشار نیاسر است این آبشار از چشمه اسکندریه سرچشمه می گیرد و در مسیر کوتاهی که می پیماید باعث پدید آمدن منظه زیبایی می شود که در تصویر می بینید.


امسال عید فرصتی پیش اومد تا به کاشان سری بزنم .کاشان با همه جاذبه هایش و خانه های قدیمیش.
این شهر زیبا و کویری که زمستانی سرد و تابستانی بسیار گرم دارد یکی از دیدنی ترین مناطق ایران است. رفتن به کاشان تجربه خوبی بود چرا که هم چندان شلوغ نبود و می شد هر جایی که می خواهیم سر بزنیم و هم این که دست کم این رشته یک جا به درد ما خورد و هر جا که می رفتیم به لطف ا ین رشته تحصیلی و بعد هم رشته کاری تا جایی که می شد از دیدنی ها لذت می بردیم.
راستش عکس های زیادی از کاشان گرفتم اما مشکل بلاگ اسکای اینه که نمی شه عکس هایی که خودمون گرفتیم را روی وبلاگ بگذاریم.
به هرحال تاجایی که تونستم سعی کردم عکس های خوبی پیدا کنم اما برای این که کسی را خسته نکنم تنها چند تصویر از خانه عامریها را روی وبلاگ گذاشتم.
امیدوارم لذت ببرید. در ضمن همین جا از تمام راهنماهای خوبی که تو این سفر لطف کردند و جای جای این خانه های تاریخی را به ما نشان دادند تشکر می کنم. موفق باشید.
خانه عامری ها ۱

خانه عامریها یکی از بناهای زیبای دوره زندیه کاشان است که در قرن ۱۳هجری قمری بوسیله مرحوم"سهام السلطنه عامری" ساخته شده و مورد توجه گردشگران قرار دارد.
این خانه در محلهی سلطان امیراحمد واقع شده است و بزرگترین خانهی تاریخ کاشان به شمار میرود. قدمت اولیهی این خانه به زمان زندیه برمیگردد، که حیاطهای اصلی اندرونی و بیرونی در همان زمان ساخته شده است. سپس در زمان قاجاریه توسط حسامالسلطنه حیاطهایی به این خانه اضافه شده است. این خانه شامل 7 حیاط و حدوداً 85 اتاق میباشد که 5 حیاط آن مرمت شده و قابل بازدید میباشد. سیستم معماری آن به صورت گودال باغچه میباشد و در تمام حیاطهای این خانه سیستم حوضخانه و گردش جریان آب طراحی شده است که در تابستان استفاده میشده است. طراحی و معماری این خانه به دلیل داشتن مسیرهای زیرزمینی در نوع خود بینظیر میباشد. مساحت این خانه حدوداً 7000 متر مربع میباشد.

نوروز، از جشنهای باستانی ایرانیان است که امروزه در محدوده جغرافیایی ایران زمین یعنی در کشورهای ایران، آذربایجان، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و بخشهای کردنشین کشورهای عراق و ترکیه و سوریه، در روز ۱ فروردین (۲۱ مارس) هرسال برگزار میشود. برگزاری جشن نوروز همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در قدیم سکونتگاه ایرانیان مهاجر بوده رواج دارد.(نگاه کنید به نوشتار: کشور های نوروز)
عده زیادی فرق میان نوروز و لحظهٔ تحویل سال نو را درست نمیدانند. تعریف درست نوروز نخستین روز سال در تقویم ایرانی است یعنی یکم فروردین ماه و یا روز اورمزد از ماه فروردین. لحظهٔ آغاز نوروز درست پس از نیمه شب است و این یک لحظهٔ «تقویمی» است. لحظهٔ تحویل سال یک واقعه یا لحظهٔ «طبیعی» است و زمان آن میتواند ساعتها با لحظهٔ آغازین روز یکم فروردین فاصله داشته باشد. بنابراین، لحظهٔ تحویل سال در سراسر جهان یکیست، ولی لحظهٔ آغاز نوروز (یکم فروردین) نسبی است، نسبت به خط استاندارد زمان بین المللی که سابقا به خط «گرینویچ» مشهور بود و هنوز هم اکثر مردم آن را به همین نام میشناسند.
به باور زرتشت، ماه فروردین (نخستین ماه گاهشماری خورشیدی ایرانیان) به فرهوشی (سرزندگی) اشاره دارد به اینکه که دنیای مادی را در آخرین روزهای سال دچار دگرگونی میکند. بنابراین، زرتشتیان، ده-روز را برای اینکه روح نیاکان خود را شاد کنند، گرامی میدارند. ممکن است این سنت که، برخی پیش از نوروز به گورستانها میروند، ریشه در این باور داشته باشد. یک روایت در مورد خاستگاه نوروز این است که در این روز کیاخسرو، پسر پرویز بردینا، به تخت سلطنت نشست و ایرانشهر را به اوج شکوفایی خود رساند.
روایت دیگر این است که در این روز ویژه (یکم فروردین)، جمشید، پادشاه پیشدادی، بر روی تخت طلایی نشسته بود در حالیکه مردم او را روی شانههای خود حمل میکردند. آنها پرتوهای خورشید را بر روی پادشاه دیدند و آن روز را جشن گرفتند.
در زمانهای کهن، جشن نوروز در نخستین روز فروردین (۲۱ مارس) آغاز میشد، ولی مشخص نیست که چند روز طول میکشیدهاست. در بعضی از دربارهای سلطنتی جشنها یک ماه ادامه داشت. مطابق برخی از اسناد، جشن عمومی نوروز تا پنجمین روز فروردین برپا میشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شاید بتوان گفت، در طی پنج روز اول فروردین جشن نوروز جنبه ملی و عمومی بود، در حالیکه طی باقیمانده ماه، هنگامیکه پادشاهان مردم عادی را به دربار شاهنشاهی میپذیرفتند جنبه خصوصی و سلطنتی داشت.
جشن نوروز از آیینهای باستانی و ملی ایرانیان میباشد. جزئیات چگونگی این جشن تا پیش از دوره هخامنشیان بر ما پوشیده است. در اوستا نیز هیچ اشارهای به این جشن نشده است. همچنین از دید مذهب و باورهای دینی ایرانیان باستان در ارتباط با این جشن اطلاعاتی در دست نیست. اگرچه مطالبی کلی در تعداد اندکی از کتابهای نوشته شده در روزگار ساسانیان درباره جشن نوروز وجود دارد.
با استناد بر نوشتههای بابلیها، شاهان هخامنشی در طول جشن نوروز در ایوان کاخ خود نشسته و نمایندگانی را از استانهای گوناکون که پیشکشهایی نفیس همراه خود برای شاهان آورده بودند میپذیرفتند. گفته شده که داریوش کبیر، یکی از شاهان هخامنشی (۴۲۱ - ۴۸۶)، در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدایان بزرگ بابلیان بود دیدن میکرد.
همچنین پارتیان و ساسانیان همه ساله نوروز را را با برپایی مراسم و تشریفات خاصی جشن میگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ویژه خود را پوشیده و به تنهایی وارد کاخ میشد. سپس کسی که به خوش قدمی شناخته شده بود وارد میشد. و سپس والامقامترین موبد در حالی که همراه خود فنجان، حلقه و سکههایی همه از جنس زر، شمشیر، تیر و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حین زمزمه دعا وارد کاخ میشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفی منظم وارد کاخ شده و هدایای خود را تقدیم شاه میکردند. شاه پیشکشهای نفیس را به خزانه فرستاده و باقی هدایا را میان حاضران پخش میکرد. ۲۵ روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهای گلی در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گیاه مختلف بر بالای هریک از آنها کاشته میشد. در روز ششم نوروز، گیاهان تازه روییده شده بر بالای ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ میپاشیدند و تا روز ۱۶ فروردین که به آن روز مهر میگفتند، آنها را برنمی داشتند.
در نخستین بامداد نوروز، مردم روی یکدیگر آب میپاشیدند. پس از گرویدن به اسلام نیز این رسم بجا مانده است با این تفاوت که به جای آب از گلاب استفاده میشود. از دیگر رسوم نوروز، حمام رفتن و هدیه کردن شکر به یکدیگر در روز ششم فروردین بود. و یکی از باشکوهترین سنتها نیز سبز کردن دانه گیاه در یک ظرف است که به آن "سبزه" گویند.
از جشنهای متعددی که در ایران باستان مرسوم بوده، یا از جشنهای اندکی که از آن عهد به یادگار مانده، هیچ یک به طول و تفصیل نوروز نیست. نوروز جشنی است که یک جشن کوچکتر (چهارشنبه سوری) به پیشواز آن میآید و جشنی دیگر (سیزده به در) به بدرقه آن. و نماد آن انداختن سفره هفت سین است.

خانه تکانی از دیگر آئینهای نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکانی شروع میشود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو میشود و پاک و پاکیزه میگردد.
چنان زوایای خانه را میروبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.
پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن میشود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرفهایی زیبا میریزند و خیس میدهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.